قالب وبلاگ قالب وبلاگ
حالا که برگشتم! - خدایا به تو پناه میبرم

خدایا به تو پناه میبرم
 
گر سکوت این گستره بی ستاره مجالی دهد.....می خواهم بگویم سلام


پيوند ها

محل درج آگهی و تبلیغات
 
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ٩ آبان ۱۳۸٧ توسط م مهدیزاده

برگشتم، با همه آنچه داشتم


برگشتم، با همه آنچه داشتم برگشتم

خسته از همه بی‌تفاوتی‌ها

خسته از همه لَج بازی‌های کودکانه

خسته از با خود بودن؛ خسته از با تو نبودن

دلتنگی‌هایم شکل تو شده است، خواب‌هایم بوی تو را می‌دهد

دستم شبیه دست‌هایت شده

راستی دست‌هایمان چه شکلی بود

بال‌بال می‌زدم که برگردم، پرپر می‌شدم که ببینی‌ام

همه زندگی خلاصه شده بود در رسیدن و

حالا که برگشته‌ام آیا مرا می‌بینی؟

آیا مرا نقاشی می‌کنی؟

آیا برایم باز هم می‌خوانی؟

برگشته‌ام با همه آنچه داشته‌ام

نگو نمی‌شناسی‌ام، من شبیه دیروز تواَم

و تو حالا شبیه دیروز من

بیا تو دیروزی باش و بگذار من امروزی باشم

نگاه کن! خیلی...
 




.: Weblog Themes By Pichak :.



تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
قالب وبلاگقالب وبلاگ