قالب وبلاگ قالب وبلاگ
خدایا به تو پناه میبرم

خدایا به تو پناه میبرم
 
گر سکوت این گستره بی ستاره مجالی دهد.....می خواهم بگویم سلام


پيوند ها

محل درج آگهی و تبلیغات
 
نوشته شده در تاريخ سه‌شنبه ۱٦ شهریور ۱۳۸٩ توسط م مهدیزاده

من مواعظ علی بن الحسین (علیه السلام):
وقال له رجلٌ: إنّی لأحبّک فی اللّه حبّاً شدیداً، فنکس علیه السلام ثمّ قال: الّلهم إنّی أعوذبک أن اُحَبّ فیک وأنت لی مبغض ثمّ قال له: أحبّک للذی تحبّنی فیه.
(تحف العقول صفحه 282)


نکته اساسى که در این بیان وجود دارد و درس بزرگى براى ما است، توجه فورى به خطرى است که در برابر چنین پدیده‏اى (محبوب بودن نزد مردم بخاطر خدا) انسان را تهدید میکند. لذا وقتى آن مرد به حضرت عرض مى‏کند که شما را براى خدا دوست دارم نمى‏فرمایند: از تو متشکرم، یا خدا را بر این محبوبیت سپاس میگویم، بلکه مى‏فرمایند: «پرودگارا پناه به تو مى‏برم از این که مردم مرا به خاطر تو دوست داشته باشند ولى تو مرا دشمن داشته‏باشى» و این خطر بزرگى است براى ما، نکند که مردم فکرکنند ما مخلصانه براى خدا کارمى‏کنیم و در راه او قدم مى‏زنیم اما حقیقتاًً ما اینطور نباشیم، و ظاهر و باطنمان یکى نباشد و یا با اعمال خود موجبات غضب الهى را در خود بوجود آورده باشیم. و در این صورت است که مردم به خاطر خدا ما را دوست‏ دارند ولى خداوند - نعوذ باللّه - دشمن ما مى ‏باشد.


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ۱۱ شهریور ۱۳۸٩ توسط م مهدیزاده

شب بیست ویکم ماه مبارک رمضان بودن در حرم شریف حضرت معصومه(س)و

مسجدجمکران واقعا سعادت میخواد که خدای بزرگ بعد از چند سال نصیبمون کرد

دوستان جای همتون خیلی خالی بود ....جمعیت فوق العاده کثیری که از راههای دور

ونزدیک خدمت آقا رسیده بودن دیدنی بود و شگفت انگیز؟! 

سوالی که ذهنمو آزار میده اینه که آیا تو این همه جمعیت آقا چندتا رو می پسنده و

جدامی کنه و اصلا  تو سیلاب این جمعیت آقا چند تا یار داره یا اصلا یار داره ....تو

روایتداریم که آقا میفرماد که اگر بتعداد انگشتان دستم یار داشتم تا حالا ظهور کرده بودم....

بیایم یه خورده توجه بیشتر به اعمال و رفتارمون بکنیم (خودم رو عرض می کنم)به قول

جناب گی روشه رفتارسمبولیک نداشته باشیم یعنی به خاطر همرنگ بودن با جماعت

یه سری از اعمال روبه طور نمادین از روی عادت انجام ندیم

دیشب جمال رویت تشبیه ماه کردم         تو به زماه بودی من اشتباه کردم


نوشته شده در تاريخ یکشنبه ٧ شهریور ۱۳۸٩ توسط م مهدیزاده
غزلی که مولانا برای شب قدر سرود

امشب عجبست ای جان گر خواب رهی یابد
وان چشم کجا خسپد کو چون تو شهی یابد

ای عاشق خوش مذهب زنهار مخسب امشب
کان یار بهانه جو بر تو گنهی یابد

من بنده آن عاشق کو نر بود و صادق
کز چستی و شبخیزی از مه کلهی یابد

در خدمت شه باشد شب همره مه باشد
تا از ملاء اعلا چون مه سپهی یابد

بر زلف شب آن غازی چون دلو رسن بازی
آموخت که یوسف را در قعر چهی یابد

آن اشتر بیچاره نومید شدست از جو
میگردد در خرمن تا مشت کهی یابد

بالش چو نمییابد از اطلس روی تو
باشد ز شب قدرت شال سیهی یابد

زان نعل تو در آتش کردند در این سودا
تا هر دل سودایی در خود شرهی یابد

امشب شب قدر آمد خامش شو و خدمت کن
تا هر دل اللهی ز الله ولهی یابد

اندر پی خورشیدش شب رو پی امیدش
تا ماه بلند تو با مه شبهی یابد

نوشته شده در تاريخ یکشنبه ٧ شهریور ۱۳۸٩ توسط م مهدیزاده

شب قدر نزد ما ایرانیان مسلمان شاید تمثیلی از عیدباستان باشد و انسان در شب قدر احساس میکند که سالی دیگر از عمرش گذشته است و البته مانند عید احتیاج به نو کردن دارد ولی این بار درونی و عمقی

دور ریختن کثافات حسد و بخل ودروغ گویی و تکبر و نفاق

رفتن و البته پاک رفتن به سوی سرچشمه پاکی ها

وقت نوشدن است دور ریختن بدیها و رفتن به سوی خوبی ها

دوست داشتن همگان و تحمل کردن دشمنان

بخشیدن تمام کسانی که به ما بدی کردند تا روی بخشش خواستن داشته باشیم

ولی این بار بیاییم شب قدرمان را تکراری نکنیم ومثل هر سال فقط طلب بخشش نکنیم

بیائید کاری کنیم که در سال بعد به جای طلب عفو چیزهای بزرگتری از او بخواهیم

شب قدرمان نقطه عطف باشد و نه نقطه بازگشت

شب قدر شب کارهای بزرگ و نو است و نه امور تکراری

شب قدر باید خوشحال باشیم و سربلند در نزد آفریدگار و نه خجالت زده و گریان

شب قدر ارزش هزار ماه را دارد پس قدرش بدانیم

امسال لااقل یک کار بد را کنار بگذاریم فقط یکی ....

هر سال یک بدی را دور بریزیم تا به واقعیت وجود خود برسیم

اندک اندک و آهسته آهسته


نوشته شده در تاريخ یکشنبه ٧ شهریور ۱۳۸٩ توسط م مهدیزاده

دوستان عزیز واقعا جاتون خیلی خالی بود.....

دیشبو میگم...مراسم شبی با قرآن کریم در موسسه نشر معارف اسلامی واقع در سراسیاب با حضور قاریان ممتاز کشور و یکی از برجسته ترین قاریان کشور مصر آقای احمد علی برگزار شد ..

تا حالا قاریان مصر رو از نزدیک ندیده بودم....این آقا واقعا کولاک کرد با اون صدای رسا و گرمش..

ان شاالله خداوند دلهامون رو با نور قرآن روشن کنه


نوشته شده در تاريخ دوشنبه ۱ شهریور ۱۳۸٩ توسط م مهدیزاده

سلام دوستان عزیز

واقعا بایستی به مسئولان دانشگاه جامع علمی کاربردی حداقل واحد فرهنگی هنری شهرداری تهران دست مریزاد گفت

طی یازده روز ده تا امتحان برگزار کردن  یعنی چی؟؟؟

خسته شدیم اونم از نوع اساسی......

میگن فلان لیگ داره فرسایشی عمل میکنه تازه فهمیدم...به جان خودم

بابا مگه ما تراکتوریم......اونم تو ماه رمضون با دهن روزه

آخه دانشجو چه گناهی کرده که شما میخواین برین تعطیلات؟!

واقعا متاسفم و خسته

 


.: Weblog Themes By Pichak :.



تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
قالب وبلاگقالب وبلاگ